عباس اقبال آشتيانى
127
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
شرف الملك بعد از شكست حاجب على صفحهء آذربايجان را از وجود عساكر او مصفى ساخت و طرفداران او را در مرند و خوى و نخجوان به سختى تنبيه كرد و كار قساوت را از حدّ گذراند و بتبريز برگشت و در همين ايام بود كه خبر آمدن جلال الدّين از عراق نيز رسيد . بعد از آنكه جلال الدّين بتبريز ورود كرد و از ظلم عمال شرف الملك و بدرفتارى او نسبت به ملكه دختر طغرل سوم و بيچارگى مردم تبريز و عدم قدرت ايشان بپرداخت ماليات اطّلاع يافت اگرچه بر شرف الملك متغير شد و دست كسان او را از كار كوتاه كرد و بمراسلات او كه در اين تاريخ در موقان بود جواب نداد ولى خشم خود را ظاهر ننمود و وقتى كه در موقان شرف الملك به خدمت رسيد از اين بابت چيزى بر وى نياورد و در عوض باصلاح خرابيها و تخفيف ماليات پرداخت و مصمم جمعآورى سپاه و تهيّهء ياران براى اجراى نقشههاى جنگى خود شد . بعد از آنكه سلطان جلال الدّين در اصفهان از قشون مغول شكست خورد يكى از امراى ترك خود را پيش تركان قنقلى و قبچاق كه از قديم با سلاطين خوارزمشاهى بستگى داشتند فرستاد و از ايشان كمك طلبيد . تركان مزبور هم به اجابت دعوت او برخاسته قريب 50000 نفر از جنگيان خود را به طرف دربند قفقازيّه بمدد سلطان فرستادند و چون عبور از آن معبر تنگ مشكل بود در شمال آن توقّف كرده يك نفر از سركردگان خويش را كه كوركا نام داشت با سيصد نفر از راه دريا پيش جلال الدّين فرستادند و كوركا در موقان به خدمت شرف الملك رسيد و پس از آنكه سلطان جلال الدّين از عراق بآذربايجان آمد و براى گذراندن زمستان به اين حدود رسيد سركردهء ترك مزبور را به گرمى تمام پذيرفت و قرار شد كه كوركا پيش تركان قنقلى و قبچاقى مراجعت نمايد تا زمستان بگذرد و سلطان معبر دربند را براى عبور ايشان مصفى سازد . صاحب دربند در اين تاريخ طفلى بود در تحت سرپرستى اتابكى ملقب به اسد اين اتابك بطيب خاطر به خدمت سلطان رسيد و در دادن راه عبور سپاهيان قنقلى و قبچاقى خود پيش قدم شد . جلال الدين هم او را اكرام كرد و قسمتى از اراضى خود را باقطاع بنام او و صاحب دربند تعيين نمود و جمعى از امراى خويش را به همراهى او به طرف دربند فرستاد ولى اين امراى نادان در راه اتابك اسد را بند كردند و چون بدربند